ویزای کانادا
ماتصميمون گرفتيم بليطمون رو براي عيد نوروز رزرو كنيم.البته هنوز براي پروازش تصميمي نگرفتيم.
بعدازاون يه چرت كوتاه زدم تو رگ و بعدش رفتيم تيراژه براي قرعه كشي دودستگاه پرادو . كه هيچكدومش نصيب ما نشد و خلاصه همسرجان هم كه خيلي اميدوار بود ، حسابي حالش گرفته شد البته طفلي مي خواست اگه برنده شد ، پولش رو در راه خدا خرج كنه ، كه قسمت نشد.بعدازاونهم نشستيم و پرسنس آف پرشيا رو نگاه كرديم كه به نظر من خيلي اكشن و باحال بود.![]()
براي آپارتمان چندتا مشتري اومده ولي هنوز مشتري درست و حسابي پيدا نكرديم.البته مشتري درست و حسابي تعريف داره: مشتري كه دست به نقد باشه و روي خونه ده تا ايراد نزاره و همچنين اصلا تخفيف نخواد.![]()
من در دی ماه سال ۸۶ به خاطر قولي كه به همسرم داده بودم و با راهنماییهای یکی از همکارهام و بودب دب عزیز .به همراه همسرم تصمیمی گرفتیم برای مهاجرت به کانادا .درسال 88 (2009)موفق به پاس نمودن اینترویو و گرفتن فایل نامبر فدرال شدیم و پس از یکسال انتظار از دریافت فایل نامبرفدرال (ژولای 2010) ، مدیکال آمد و بلاخره ویزای کانادا دریافت شد و اواسط بهمن ماه 89 (Feb2011)مها جرت کردیم .من این وبلاگ را با درج خاطرات مهاجرتم آغاز کردم و اين وبلاگ با هيچ گروهي ارتباطي نداشته و دفترخاطراتی است از رخدادهای زندگی .