یک مرد عاشق
تازه وارد این مملکت شده بودیم که توی روزنامه ها و اخبار اعلام کردند که یه خانم کانادایی ورزشکار وقتی می خواسته یه خانم چینی مقیم کانادا رو نجات بده کشته شده. قضیه از این قرار بود که یه خانم کاندایی همراه با شوهرش در حال رانندگی در بزرگراه لوهید بودند که متوجه می شند یک ماشین کنار شونه خاکی بزرگراه تصادف کرده و راننده اون که یک خانم چینی بوده نیاز به کمک داره. خلاصه خانم کاناداییه بخاطره اینکه جای مناسبی برای ایستادن نبوده به شوهرش میگه تو ماشین بمونه و خودش میره به کمک ماشین اول ولی متاسفانه ناگهان یک راننده مست بی پدرمادر میاد و میزه به ماشین اول و هردوتا خانوم جلوی چشم شوهر خانم کاناداییه می میرند و راننده نامرد فرار می کنه. پلیس سریع دستبکار میشه و راننده خاطی رو دسگیر می کنه و متوجه میشه که این نامرد سابقه بسیار بدی تو رانندگی و چیزهای دیگه داره. ولی متاسفانه راننده خاطی پس از دو سه روز از زندان فرار می کنه و تا امروز هم کسی پیداش نکرده.
ولی نکته مهم اینه که مردم شهر هرشب بین ساعت ۱۰ تا ۱ بامداد شاهد مردی هستند که با سلیقه تمام صدها شمع رو به عشق همسرش به شکلهای قلب و جملات عاشقانه روی دیوار کنار بزرگراه روشن می کنه که واقعا اشک آدم رو درمیاره.
به یاد هرچی فردینه کانادایی.
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 1:17 توسط OMIDVAR
|
من در دی ماه سال ۸۶ به خاطر قولي كه به همسرم داده بودم و با راهنماییهای یکی از همکارهام و بودب دب عزیز .به همراه همسرم تصمیمی گرفتیم برای مهاجرت به کانادا .درسال 88 (2009)موفق به پاس نمودن اینترویو و گرفتن فایل نامبر فدرال شدیم و پس از یکسال انتظار از دریافت فایل نامبرفدرال (ژولای 2010) ، مدیکال آمد و بلاخره ویزای کانادا دریافت شد و اواسط بهمن ماه 89 (Feb2011)مها جرت کردیم .من این وبلاگ را با درج خاطرات مهاجرتم آغاز کردم و اين وبلاگ با هيچ گروهي ارتباطي نداشته و دفترخاطراتی است از رخدادهای زندگی .