خیلی جالبه
مثلا تو ایران سالی یکبار حدود۲۵۰ هزار تومن پول بیمه ماشین رو می دی و خلاص ولی اینجا ماهی ۱۵۰ هزارتومان باید بابت بیمه ماشینت پول بدی.
تو ایران دو ماه قیل از اینکه مدارس شروع بشن باید اسم بچه رو حتی بااینکه چندسال توی مدرسه درس خونه دوباره نام نویسی کنی ولی اینجا اتوماتیک اسم بچه توی لیست مدرسه هست . دوزار ازت پول نمی خوان و اگه بچه رو نبری مدرسه مطمئناٌ سر وکله پلیس پیدا میشه.
تو ایران هر روز باید قصه بخوری که ای داد روغن گرون شد . طلا رفت بالا .بازار مسکن راه افتاد ولی اینجا دنیا رو آب ببره مردم اینجا رو خواب می بره. یعنی اینکه به تنها چیزی که اهمیت نمی دن این چیزهاست.
وقتی رفتاراکثر مادر وپدرهای کانادایی رو با بچه هاشون می بینم لذت میبرم. آروم و آهسته و مودب به همدیگه احترام می زارن. ولی با ورکنید حتی برای اکثر ایرانیهایی هم که اینجا هستند باید دو سه نسل بگذره که یادبگیرن چجوری باید با بچه هاشون برخورد کنند.
خیلی جالبه تو این مملکت مردم به بهره ۳.۵ درصددرسال وبدون داشتن ضامن و...میگن دزدی و لی تو مملکت خومون...
خیلی جالبه اینجا می بینی از هرگوشه و کنا ر دنیا با هر مذهب و فرهنگی مردم در کنار هم زندگی می کنند و مشکلی ندارند اونوقت همین آدمها تو مملکتهای که هستند با ممالک دیگه می جنگند.
اینجا وقتی می فهمندایرانی هستی اولین چیزی که بهت می گن اینه"ایرانیها باهوشند."
دختر پسرهای اینجا خیلی راحت و ساده لباس می پوشن ولی توکشور خودمون.
آپارتمانها و خونه های تهرون خیلی مجلل تر از اینجاست . آخه مردم اینجا اهل پزوکلاس گذاشتن نیستند.
اینجا گرونترین شهر آمریکای شمالی است ولی حتی با کمترین و پیش پا افتاده ترین کارهام می تونی زندگی کنی ولی توکشورخومون؟
اینجا لوازم مصرفی با بند یکسان کیفیت بالاتری دارند مثلا باطریهایی مثل باطی قلمی عمربیشتری نسبت به باطری قلمیهای مملکت خودمون دارند.
من در دی ماه سال ۸۶ به خاطر قولي كه به همسرم داده بودم و با راهنماییهای یکی از همکارهام و بودب دب عزیز .به همراه همسرم تصمیمی گرفتیم برای مهاجرت به کانادا .درسال 88 (2009)موفق به پاس نمودن اینترویو و گرفتن فایل نامبر فدرال شدیم و پس از یکسال انتظار از دریافت فایل نامبرفدرال (ژولای 2010) ، مدیکال آمد و بلاخره ویزای کانادا دریافت شد و اواسط بهمن ماه 89 (Feb2011)مها جرت کردیم .من این وبلاگ را با درج خاطرات مهاجرتم آغاز کردم و اين وبلاگ با هيچ گروهي ارتباطي نداشته و دفترخاطراتی است از رخدادهای زندگی .