سروسامون کارها
۱-دندانسازی خودم .همسرعزیزو پسمل خا ن
۲-وکالت کامل به یکی از اقوام برای کلیه کارها
۳-بازکردن حساب مشترک با ردیف دوم
۴-وکالت کامل به یکی از همکارها که بعد از رفتن من اقدام به تصفیه حساب کند چون من قسط گرفتن مرخصی چند ماهه دارم.
۵-اجاره دادن سوئیت
۶-گرفتن بیلیط از ای او ام
۷-تبدیل ریال به دلار در بهترین زمان
۸-فروختن وسایل باقی مانده
۹-خرید لوازم ضروری اولیه موردنیاز درکانادا مثل سرویس قابلمه .لباسهای گرم و مقداری دارو
۱۰-مشخص کردن وضعیت زمین ۱۰۰متری شمال (تقریبا سه سال پیش یک اشتباهی کردم و ۱۰۰ متر زمین خریدم که گوش شیطون کر بعد از سه سال پیگیری و گرفتاری بلاخره یکشنبه هفته پیش قطعه ما مشخص شد و دیروز از تعطیلات استفاده کردیم و رفتیم قطعه مشخص شده رااز نزدیک دیدیم)
۱۱-تکمیل زبان
۱۲-تخلیه آپارتمان فعلی
۱۳-ترجمه گواهینامه
۱۴-ترجمه مدارک موردنیاز
۱۵-گرفتن سابقه بیمه خودرو
و...
راستی تا اونجا که من دیدم هرکی به طرف کانادا رفته (مثلا بودب دب) هم کوله پشتی می بره و هم کریر .
ولی جدیدا مثل اینکه یا کریر باید ببریم یاکوله پشتی !
من در دی ماه سال ۸۶ به خاطر قولي كه به همسرم داده بودم و با راهنماییهای یکی از همکارهام و بودب دب عزیز .به همراه همسرم تصمیمی گرفتیم برای مهاجرت به کانادا .درسال 88 (2009)موفق به پاس نمودن اینترویو و گرفتن فایل نامبر فدرال شدیم و پس از یکسال انتظار از دریافت فایل نامبرفدرال (ژولای 2010) ، مدیکال آمد و بلاخره ویزای کانادا دریافت شد و اواسط بهمن ماه 89 (Feb2011)مها جرت کردیم .من این وبلاگ را با درج خاطرات مهاجرتم آغاز کردم و اين وبلاگ با هيچ گروهي ارتباطي نداشته و دفترخاطراتی است از رخدادهای زندگی .