بعد از فروش آپارتمانم که برای خریدش خدا می دونه که چقدر خودم و همسرم براش زحمت کشیده بودیم به این فکر افتاده ام که واقعا فقط زمان می تونه درستی و یا اشتباه بودن کارما رو نشون بده.

هفته پیش رفتم پیش مدیر قسمت و بهش گفتم : فقط تا آخر سال روی من حساب کنه.بدین ترتیب موقعیت مسئولیتی هم که دارم بهم خورد.این فکر که آپارتمان روفروختم مثل خوره افتاده به جونم.ولی امیدم به خدای مهربونه و بزرگه که همه بنده هاش رو دوست داره.

امیدوارم ۳ سال دیگه  تو همین وبلاگ بنویسم : با لطف خدای مهربون موفق شدیم خودمون رو با شرایط کانادا وفق بدیم.

راستی هفته پیش یه آپارتمان نقلی خریدم و حالا باید دنبال بروکراسی خرید و فروش آپارتمانها باشیم.

ای خدای بزرگ و مهربون خودت کمک کن در تمام مراحل زندگی .الهی آمین